تبليغاتX
شب بارانی
چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 9:36
 

تو شوری زیک شاهراه حضور .....................     .  هزاران گل و لاله و باغ نور

تو بر روح تردید باریده ای  .................. .               تو چون لاله در دیده روییده ای

تو نوری زانوار آرامشی ................                      جوابی به دلهای پر خواهشی

من از فصل سرما و سوزم کنون ................          که در انتظار ظهورم کنون

من از پشت زندان غم آمدم............................از اینجا به شهر تو من آمدم

تو ای پاسبان شب کهنه ام..............................غزلهای زیبای ناگفته ام

دلم در هوای تو پر می کشد...........................از اینجا به عرش تو سر می کشد

سبو یم شکسته تو آبم بده...........................از اینجا به آنجا جوابم بده

 

 

نوشته شده توسط مهناز | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 9:50
  
نوشته شده توسط مهناز | لینک ثابت | موضوع:  

دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 19:39

نوشته شده توسط مهناز | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 11:21
عمری بر این گذشت که آنچه ندارییم به چنگ آرییم و آنچه دارییم حفظ نماییم

 افسوس و صد افسوس

شب از پس روز و روز از پس شب همچنان گذشت

 و ما در حسرت  تبسمی

تبسم آئینه ی دل بود و دل آئینه ای از مهر

واین ائینه هزاران حرف ناگفته و سکوتی بر لب

می خواست برای او بگوید از غربت درونش

که از غربت درون آمده بود تا به سوگش بنشیند

حکایت غریبی است برای اوگفتن

 از درد نالیدن و از غصه گفتن

برای تو می گویم که باور کنی آن چه می گویم حس من است و حسی در تو

اگر چه دستانم خالی است اما قلبی دارم به وسعت دریای بیکران احساس

واما افسوس که اورفت و آرزوی پرواز را .........................

نوشته شده توسط مهناز | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 9:15
من گمان می کردم

همه ی آدمها معنی عاطفه را می فهمند

من نمی دانستم دل هر کس دل نیست

قلبها از آهن و سنگ

قلبها بی خبر از عاطفه اند

نوشته شده توسط مهناز | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 9:39
نه گوشی برای شنیدن

نه پایی برای رفتن

نه چشمی برای دیدن

کدامین بهار در سردی یک زمستان

 چشمه ساری را در کویری تشنه جوشانده

که تو با من اینچنینی

همچنان سرد خاموش مثل یک کویری بی حاصل

مثل مردابی یا مرده ی مدفون شده در خاک

خدا یا خدایا تو شاهد باش  تا فردای قیامت      

نوشته شده توسط مهناز | لینک ثابت | موضوع: